على محمدى خراسانى
349
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
جوادى است ، تمام اين تعابير ، صدق است و اگر واقعاً بخيل و ممسك است تمام اينها كذب است . اينها به انگيزهء بيان امر ديگر و كنايه از امر ديگر هستند . در ما نحن فيه هم - ولو به صورت خبر - فرموده است : « يعيد » و « يغتسل » و . . . ؛ ولى منظور ، انشاء و طلب است و در مقام تأكيد مطلب ، بهصورت خبر آورده است كه رساتر و بليغتر است ؛ زيرا به مقتضاى حال سخن گفتن است . هذا مع انّه : مرحوم آخوند در اين مبحث با سه بيان ثابت مىكند كه جمله خبريّه در مقام انشاء ، دالّ بر وجوب است و يُعيد ، أى يجب الإعادة و . . . : 1 . ظهور و متفاهم عرفى و بلكه اظهريّت آن نسبت به صيغه افعل ؛ 2 . مطلبى كه با « و لكن » در مقام ثانى ذكر كرد مبنى بر اينكه اصلًا جمله خبريّه ، مجاز نشده است تا بگويم احتمالات مختلف است و اجمال پيدا مىشود ؛ 3 . مطلبى كه الآن مطرح است : بر فرض كه جمله خبريّه مجازاً در طلب و انشاء طلبى استعمال شده باشد و مجازات هم متعدد باشند و جملهء مذكور در هيچ كدام از مجازات ظهور نداشته باشد ، ولى از راه مقدماّت حكمت ثابت مىكنيم كه از ميان همهء محتملات ، خصوص وجوب ، متعيّن است و كلام بر وجوب حمل مىشود ، به اين بيان كه كدام معناى مجازى به حقيقت نزديكتر و مناسباتش با معناى حقيقى بيشتر است ؟ وجوب يا ندب ؟ وجوب نزديكتر است زيرا معناى حقيقى عبارت است از حكايت از وقوع و تحقّق نسبت فعل به فاعل در ظرف خودش . گويا الآن مىبينيم كه فلانى در آينده غسل خواهد كرد و . . . و وجوب از حيث مناسبت با اين معنا شديدتر است زيرا طلب فعل ، به نحوى حتمى و الزامى است كه بايد انجام دهى و واقع نبايد خالى از اين عمل باشد و . . . . قاعده اين است كه « اذا تعذّرت الحقيقة فأقرب المجازات أولى ، الأقربُ يمنع الأبعد » . شدّت مناسبت موجب مىشود كه وقتى مولا در مقام بيان بود و قرينهء خاصّهاى هم بر خلاف وجوب نياورد - مثلًا نگفت : يُعيدُ ندباً و استحباباً و . . . - جمله خبريه بر وجوب حمل شود و از ميان ساير مجازات ، وجوب متعيّن شود . فافهم : اشاره به اين است كه مسأله شدت مناسبت و اولويّت و اقرب المجازات بودن و . . . يك سلسله وجوه استحسانى ظنّى است و با ترجيحات ظنّىِ عقلى مىسازد و اين وجوه ، اعتبارى ندارد ؛ آرى اگر به درجه ظهور برسد و متفاهم عرفى ، وجوب را دلالت كند ، به حكم بناء عقلاء ارزش دارد و گرنه تا وقتى به اين پايه نرسد اعتبارى ندارد . پس بيان سوّم اعتبارى ندارد و مهم ، وجه اوّل و دوّم است كه قبلًا گذشت .